تبليغاتX
ايستگاه - کافه تیتر آغاز به کار می کند

ايستگاه

ادبیات و ارتباطات

تـــیـتــــر را زدنــد

 

کافه تیتر (کافی شاپ روزنامه نگاران) روز دوشنبه ۱۵اسفند 84 گشایش می یابد.

نمی دانم در طول 8 سال کار روزنامه نگاری، چند هزار خبر تنظیم کرده ام اما حالا نوشتن خبر آغاز به کار کافه تیتر به سبک هرم وارونه برایم خنده دارتر از نوشتن هر خبری است. وقتی به یاد می آورم بیتا صالحی بختیاری و بهنام قلی پور چگونه کوچه ها و خیابان های این شهر را از پاشنه درآورده اند تا عاقبت کافه تیتر در خیابان برادران مظفر پهلو گرفت، وقتی به یادم می آورم چه طور بارها تا پای امضای قرارداد اجاره محل کافی شاپ پیش رفتند و به هزار و یک دلیل کاسبکارانه، قرارداد از سوی مالک به هم می خورد دیگر نمی توانم از در هرم وارونه با شما وارد شوم به این خبر؛ وقتی به یاد می آورم چه طور دارائیشان را فروختند و حاصل آن دو فقره چک شد که تاریخ وصول آن ها سال آینده بود و به هزار در زدند تا عاقبت چک های شان را نقد کردند؛ وقتی یادم می آید در همین فاصله چند نفر خیلی ساده یا از سر ذوق پرسیده اند: «بابا پس کو این کافه تیترتون؟» یا برخی نیز چیزی جز بددلی و شایعه و زخم زبان حواله بهنام قلی پور و بیتا صالحی نکرده اند خنده ام می گیرد.

سطر نخست اين نوشتار باید قاعدتا لید یک خبر باشد. خبری به سبک هرم وارونه؛ هرم وارونه ای که امروز دیگر معنای فربه و گسترده تری از آن در ذهن ما شکل گرفته و ساخته شده است؛ معناي گسترده تري از آن چه در کلاس های روزنامه نگاری درباره آن آموخته ایم. هرم وارونه ای که به واقع وارونه است و جهان را نیز وارونه روایت می کند و جهان را وادار می کند عصا قورت داده بچرخد و صاحبان زمین را وادار می کند اتو کشیده و عصا قورت داده، سرنوشت زمین را چنان رسمی و جدي نشان دهند که دیگر جایی برای نفس کشیدن روح طنز و سر سوزنی ریشخند در دل رویدادها باقی نمی ماند. هرم وارونه ای که همه چیز را آن قدر جدی نشان می دهد و جدی می گیرد که اگر پشت صحنه تولد آن رویداد و خبر آن را ببینیم به یقین خنده مان خواهد گرفت.

هرم وارونه را می نشانم روی صندلی کافه و می خواهم خستگی استخوان هایش را که سال هاست جهان بر آن بنا و روایت می شود در نوشیدن فنجانی قهوه در کند.

بیتا قهوه می ریزد. هرم وارونه آرنج هایش را روی میز می گذارد.

بهنام می گوید: چیزی لازم ندارید؟

هرم وارونه سرش را می گذارد روی میز. خسته است. هرم وارونه آرامش می خواهد.

اصلا کافه تیتر هم به همین دلیل ساده متولد شد؛ برای آن که زنان و مردان رسانه خستگی نوشتن روایت کردن جهان و صاحبان زمین را در نوشیدن فنجانی قهوه یا گپی دوستانه در کنند.

حالا اگر روزی از خیابان برادران مظفر (بین چهار راه ولی عصر و فلسطین) گذشتید و خواستید خستگی اتو کردن جهان بی قواره را در کافه تیتر درکنید، مبادا از نحسی شماره 13 که بر پیشانی کافه نشسته است بترسید. قدم شما مبارک است. وارد شوید. شما نور و آزادگی را نشر می کنید؛ شما رسانه اید. خبرید! خوش خبر باشید! 

***

درهای کافه تیتر روز دوشنبه ۱۵ اسفند ماه با حضور استادان مطرح و شناخته شده روزنامه نگاری (که خود نیز از پیران قبیله رسانه اند) و خبرنگاران رسانه ها گشوده می شود.

نکته: صاحبان کافه تیتر هنوز امکان اجرای کامل فضا، ایده ها و ارائه خدمات مورد نیاز خود را به واسطه تمامی مشکلاتی که از آن ها یاد شد و نشد، نیافته اند و قطعا می کوشند تا هر روز بخش هایی از برنامه ها و ایده های خود را پیاده کنند. انتقادات و پیشنهادات سازنده شما نیز تیتر زیباتری برای ما راویان اخبار خواهد زد.

 

  • از دوستان روزنامه نگارم می خواهم با درج لینک این پست به اطلاع رسانی خبر آغاز به کار کافه تیتر کمک کنند.

- سپاس!

 

I لینک این مطلب I    سه شنبه 9 اسفند1384 19:23  رضا ولی‌زاده  |